تبلیغات
عاشقان مهدی-رهروان شهدا - مطالب هفته چهارم دی 1389

عاشقان مهدی-رهروان شهدا
ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است / ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود

بزرگ مردتاریخ

جستجو
جعبه حدیث

کارت پستالی که ازطرف یک کودک 11 ساله برای آقا امام زمان (ع) ارسال شده است:



نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1389 توسط فخرالدین موسوی
موضوع: دل نوشته -

 

انتظار این نیست كه فقط بنشینیم ودعا كنیم وفرج را از خدا بخواهیم انتظار

یعنی حس كنی خدا از رگ گردن به تو

نزدیكتر است و هیچ وقت رهایت نمی كند.

انتظار یعنی تلاش با امید به روزی كه پایان روزهای دلتنگی یعنی اینكه به

دستهایت یاد بدهی كه دستی را بگیرند .

انتظار یعنی دوست داشتن. فرمود گناهان شما به واسطه دوست داشتن ما

آمرزیده میشوند. جمعه كه می اید دلم حری می ریزد من اگر چشم هایم را

آماده كرده بودم دلم نمی سوخت از

این دلگیرم كه

هنوز معنی انتظار را نفهمیدم.

 



نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1389 توسط فخرالدین موسوی

 
 

 علامه حلی و بوسه بر خاك پای امام زمان (عج)

 

 

 

 

 

 

 

    

 علامه حلی، از رجال برجسته و علمای بزرگوار شیعه، كسی است كه درباره

 

اش نوشته اند: در حالی كه كودك بود، به درجه ی اجتهاد رسید و مردم منتظر

 

بودند تا به تكلیف برسد تا از او تقلید نمایند. علامه حلی هر هفته از حله پای

 

پیاده به سوی كربلا راه می افتاد تا فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام را در

 

شب جمعه درك نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله به كربلا، به محضر نورانی

 

امام عصر عجل الله تعالی فرجه می رسد، اما حضرت را نمی شناسد. در طول

 

مسیر، عصا از دست علامه به زمین می افتد. امام زمان ارواحنا فداه خم می

 

شوند، عصای علامه را برمی دارند و به دست ایشان می دهند. در همین هنگام

 

سوالی در ذهن علامه القا می شودو از محضر امام علیه السلام می پرسد:

 

آیا در این زمان كه عصر و زمان غیبت كبرا است، می توان حضرت صاحب الامر

 

عجل الله تعالی فرجه را دید یا نه؟

 

حضرت در پاسخ می فرمایند:

 

چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید و حال آنكه دست او هم اكنون در دست تو

 

است؟!

 

به محض اینكه علامه این پاسخ را می شنود، بی اختیار خود را به زمین می

 

 اندازد تا پای مبارك حضرت را ببوسد كه در این هنگام از كثرت شوق مدهوش

 

می شود.

 

(منبع: تنكابنی، قصص العلما، صفحه ی 355)

 

به نقل از :http://www.yaranemahdi.ir

 

 

 

 

 

 



نوشته شده در دوشنبه 27 دی 1389 توسط فخرالدین موسوی

 

سید مرتضی آوینی

 

سید مرتضی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه ی خود را در شهرهای

زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکده ی هنرهای زیبای

دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد

تحصیلات دانشگاهی اش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی

انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت:

 

"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام میدهم نباید به

 تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص

حقیقی در سایه ی تعهد اسلامی به دست می آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساخته ام اگرچه با سینما

آشنایی داشته ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته های

خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم

گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که

 "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده ام. البته آن چه که

انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم

میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوه

 گر میشود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره ی غائله ی گنبد (مجموعه ی

شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه ی مستند خان گزیده ها) آغاز کرد.

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورتهای موجود رفته

رفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه ی وقایعی که برای

انقلاب اسلام و نظام پیش می آید عکس العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که

 بعدها مجموعه ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو

اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق

درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به

فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه های جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم."

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای

 او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه اش خورده بود، از حلقه ی محاصره

گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره ی خرمشهر برای تهیه ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونینشهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمیشد که این حالت

 زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم

مستند جنگی درباره ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب میشد که یکی از هدفهای آن ترسیم علل سقوط

خرمشهر بود.

"یک هفته ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جستوجوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در

محاصره بود تولید مجموعه ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته ای

 پیدا کرد آغاز تهیه ی مجموعه ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از

تلویزیون پخش شد به همان ایام باز میگردد. شهید آوینی درباره ی انگیزه ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که

نزدیک به هفتاد برنامه است چنین میگوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند و آنها را به جبهه های دفاع

مقدس میکشاندند وظایف و تعهدات اداری بود"

"اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرینشان مهدی

فلاحتپور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن

که ما خسته نشده ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. میدانید! زنده

 ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش

 را نشان میدهد."

اواخر سال 1370 "موسسه ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار

فیلمسازی مستند و سینمایی درباره ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه ی مجموعه ی روایت فتح را که بعد از پذیرش

قطعنامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر

گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیه ی شش برنامه از مجموعهی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به

پایان رساندند ومقدمات تهیه ی مجموعه های دیگری را درباره ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند.

شهری در آسمان که به واقعه ی محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی

شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با

شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیتهای مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه ها و تهیه ی

فیلمهای مستند دربارهی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این

مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر میگرفت او طی یک مجموعه

مقاله درباره ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی

 عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج البلاغه و آرای سیاسی حضرت

امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با

حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا

علیهم السلم و جایگاه آن با جنگهای صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگهایی که به خصوص در قرون

اخیر واقع شده اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم آوران و بسیجیان، در زمره ی مطالبی بود که در

"اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر میکرد و حاصل کار خویش را به صورت

مقالاتی چون "اشک، چشمه ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ

میسپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و

مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"،

 "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه

یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و

مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سالها

شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب

 کتابی گرفت با عنوان "گنجینه ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را

 آغاز کرد و نه فصل از فصول دهگانه ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت

بنی هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

 

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح

دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامهی تدریس صرفنظر کرد. مجموعه ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده

بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقاله های بلند به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه ی

"فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه ی جادو"، "قاب تصویر و زبان

سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامهی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه ی این

مقالات در کتاب "آینه ی جادو" که جلد اول از مجموعه ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع آوری و به چاپ

سپرده شد.

سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات

 بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب

 او در زمینه ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این

مسئله موجب بی اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و

نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی

، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه ی "سوره" به چاپ رسید. طی

 همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با

فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و

تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و

اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب آور است. در حالی که سرچشمه ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج البلاغه،

کلمات معصومین علیهم السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات

متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد. او شناخت مبانی

فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست چرا که این شناخت

زمینه ی خروج از عالم غربی و غرب زده ی کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد

میرساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد

تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبهی بشریت" مینامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و

ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.

 



نوشته شده در یکشنبه 26 دی 1389 توسط فخرالدین موسوی

دو موعود ایرانیان قبل از قیام مهدی علیه السلام


روایات بیانگر آن است كه قبل از ظهور  وقیام مهدی دو شخصیت انقلابی درایران به قدرت

میرسند كه از یاران

مهدی موعود بوده و سرپرستی نیروهای ایرانی را

بر عهده دارند وبا سپاه خویش در قیام مهدی شركت میكنند


هاشمی خراسانی


در بعضی روایات تنها خراسانی آمده است ولی از منابع شیعه وسنی استفاده میشود

خراسانی از نسل امام

 حسین است بنا بر این هاشمی و خراسانی یكی هستند 

 

در روایتی ویژگی های او چنین توصیف شده است


سید خراسانی رهبر سیاسی ای كه در دست راستش  خالی دارد.قائد اعظم وسید بزرگواری

است كه پرچم

های نهضت به نقش او منقوش گشته اند.


شعیب بن صالح


این مرد جوان فرمانده سپاه سید خراسانی است.نام واوصاف او درروایات بیان شده است

 

 در یك روایت چنین آمده است


شعیب بن صالح جوان گندمگون و تیز فهمی از اهالی تهران كه سرپرستی نیروها را بر عهده

 دارد.

منبع:كتاب انقلاب مهدی از آغاز تا پایان



نوشته شده در شنبه 25 دی 1389 توسط فخرالدین موسوی

پیامبر اسلام (ص) فرمود:« والاترین مردم از نظر یقین قومی هستند

 که در آخرالزمان پیامبر را درک نکرده اند و

حجت خدا از آنها مخفی شده . آنها به مرکّب روی کاغذ سفید ایمان

 آورده اند.» بحارالانوار



نوشته شده در جمعه 24 دی 1389 توسط فخرالدین موسوی
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin