تبلیغات
عاشقان مهدی-رهروان شهدا - آیه ولایت

عاشقان مهدی-رهروان شهدا
ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است / ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود

بزرگ مردتاریخ

جستجو
جعبه حدیث

آیه ولایت

 

آیه ولایت: همانا سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند
؛ همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.سوره مائده آیه ۵۵

با توجه به روایات متعدد در کتب مختلف از سوی بزرگانی همچون شیخ طوسی، علامه حلی و بعضی از علمای اهل سنت چون قوشچی حنیفی، میر سید شریف جرجانی، سعد الدین تفتازانی و …. متفق النظرند که این آیه مستقیما با مقام علی و امامت و سرپرستی ایشان در ارتباط است و همگی به ماجرای بخشیدن انگشتری از سوی ایشان به فقیری نیازمند در حال رکوع نماز اشاره می کنند با این حال هنوز هم بین بعضی از علمای شیعه و سنی بر سر لظ ولایت اختلاف نظری وجود دارند آنگونه

 

 که این علمای اهل سنت لفظ ولی را به معنای محبت و نصرت تعبیر کرده و این را بهتر می پسندند و علمای شیعه مقصود از ولایت را سرپرستی و امات اعلام می دارند. شایان ذکر است به اشاراتی چند از بعضی از علمای سنت بپردازیم که این آیه را مرتبط با امامت علی می دانند از جمله اینکه:

قای عضد الدین می گوید که مراد از آیه علی (ع) است.

 

در کتاب شرح مقاصد، جلد ۵ به نقل از سعد الدین تفتازانی نوشته شده که: به اتفاق مفسران این آیه درباره ی علی ابن ابی طالب (ع) نازل شد هنگامی که انگشترش را در حال رکوع نماز به سائل داد.

 

 

شان نزول آیه در نزد اهل سنت:

 

در تفسیر ابن کثیر جلد ۲ آمده که این کثیر به سندی اشاره می کند که صحت آن را اعلام می دارد و می گوید : ابن ابی حاتم، از ابو سعید اشج، از فضل بن دکین ابو نعیم احول، از موسی قیس حضرمی ، از سلمه بن کمیل نقل می کند که گفت: علی (ع) انگشتر خود را در حال رکوع صدقه داد در این هنگام که این آیه نازل شد«انما و ییکم…» و همه ی ایشان را از بزرگان مورد اعتماد و رجال صحال معرفی می کند.

 

در جامع البیان آمده که ابوجعفر طبری با اشاره به آیه ولایت می گوید: در مراد از این آیه اختلاف نظر است برخی می گویند مراد علی (ع) است و برخی دیگر می گویند که مراد جمیع مومنین اند و نقل میکند از اسماعیل بن اسرائیل و علی، از ایوب بن سوید از عتبه بن ابی حکیم در مورد ایه ی ولایت که مراد علی ابن ابی طالب (ع) است.

در تاریخ دمشق جلد ۴۲ آمده که ابن عساکر از ابو علی حداد و … از ابونعیم حافظ از سلیمان بن احمد از عبدالرحمن بن محمد بن سالم رازی از محمد بن یحیی بن ضریس عبدی از عیسی بن عبدا.. بن عبیدا.. بن عمر بن علی بن ابی طالب(ع) از پدرش از جدش از علی(ع) نقل کرده که این آیه  « انما ولیکم ا…و…» بر رسول خدا نازل شد حضرت به مسجد آمدند مردم در حال نماز بودند حضرت نماز با جا آوردند در آن حال مسائلی پیدا شد حضرت فرمودند آیا کسی چیزی به تو داده ؟ او گفت کسی به جز این راکع علی (ع) که انگشتر خود را به من دادند چیزی به من نداده.

و آنطور که در کتب اهل سنت آمده این رجال همه از وثوقند در نزد اهل سنت.

 

سیوطی در کتاب اسباب النزول به رق مختلف این حدیث را نقل کرده و گفته«این ها شواهدی است که برخی از آنها برخی دیگر را تقویت می کند.»

راویان حدیث:

۱-      صحابه: اما علی ابن ابی طالب(ع)  ابوذر غفاری- مقداد بن ابوذر- عمار بن یاسر- ابو رافع قبطی- عمرو بن عاص- عبد ا..بن سلام- عبدا.. بن عباس- جابقر بن عبدا … انصاری- ابن بی مالک.

۲-      عامه: از جمله علمای اهل سنت

استدلال مفسران امامیه ۱- کلمه ی ولی به کار رفته در زبان عربی ولای گوناگونی قبیل: مالک امر، دوست یاری کننده و محبت و… به کار رفته است ولی معنای شایع آن هنگامیکه بدون کلمه ی قرینه آورده م شود همان معنای مالک امر و صاحب سلطه است ولی طفل به سرپرست او، ولی زن به معنای سرپرست زن ولی دم به معنای سرپرست خون و کسی که حق قصاص یا دیه را دارد اطلق میشود و ولی امر به معنای سرپرست امر خلافت رهبری است.

و آیه را باید چنین معنی کرد: همانا کسانی که متولی امور شما هستند و بر شما ولایت و سلطه دارند همانا خدا و رسولش علی ابن ابی طالبند(ع).

۲- قرینه ی اضافه: کلمه ی ولی بر حق سلطه و رهبری اشاره دارد و کلمه ای که اضافه بر آن شده و در حکم مضاف الیه قرار می گیرد اشاره به کسانی دارد که احتیاج به شخصی دارند که ولایت و سرپرستی آنها را بر عهده بگیرد و در این آیه از آنجا که کلمه ی ولی به مردم اضافه شده مردم به شخص برتر از خودشان به عنوان رهبر و سرپرست نیاز دارند.

۳- قرینه ی عطف: در این آیه کلمه ی ولی یک با رآمده و بر خدا و رسول و الذین آمنوا … عطف شده عطف بر رابطه ی بین معطوف و معطوف علیه بر معنای عامل فعل است و از آنجا که معنای ولایت خدا به سرپرستی و اولی بودن اشاره شده و همین سرپرستی برای رسول خدا در قرآن بیان شده در مورد علی(ع) هم ولایت من به معنای سلطه و سرپرستی است و تنها فرصتش به اصالت و تبعیت است به این صورت که باید گفت ولایت خدا به اصالت و ولایت رسول خدا و علی(ع) به اذن ضمانت . (تنها خداست که در حقیقت و ذات ولی و سرپرست کل عالم هستی است و ولایت هر موجودی از این عالم بر دیگران تنها به اذن و اراده ی خداوندی است).

۴- کلمه ی حصر: با توجه به ادبیات و ادیان عرب می توان گفت که استفاده ی کلمه ی انما که از ادات حصر است معنای کلمه ی ولی را می توان سرپرستی ولایت در نظر گرفت زیرا معنا ندارد که غیر از این باشد و خداوند بگوید تنه محب و دوستدار شما این سه نفرند و اگر ادات حصر نمی آمد می توانستیم مثل آیه ی ۷۱سوره توبه لفظ ولی را به صورت محب و دوستدار معنا کرد: (المومنون و المومنات بعضهم اولیا بعض)

که در اینجا سول خدا و ائمه هم زیر مجموعه ای از ناصران قرار می گیرند.

ممکن است اهل سنت از این دلیل ایراد کنند و بگویند که این دیدگاه با نظر شیعه ی امامی سازگار ندارد و غرض از این آیه حصر ولایت به علی (ع) است نه دوازده امام در پاسخ به آن هم می توان چنین توضیح داد که حصر در آیه حقیقی نیس بلکه اضافی است و در واقع حصر به کار رفته در مقابل صحابه و مردم آن عصر حضرت بوده و حصر به کار رفته اشکالی نیست زیرا هر امام جانشین امام قبلی است و امامت آنها در طول هم قرار دارد و منافاتی با امامت سایر ائمه ندارد و همه ادامه دهنده ی راه دیگری هستند.

۵- خروج از خطاب شیعه: در این آیه امت اسلامی مخاطب قرار گرفته به صورتی که خداوند و رسولش و برخی مومنان خاص به اذن خدا ولی این امت قرار می گیرند و مقتضی است که خدا و رسولش و هر کسی که به اذن خدا ولی مردم قرار می گیرد داخل و جزء این امت فرض شود و خارج و مقابل آن در نظر گرفته شود و در غیر این صورت اتحاد ولی و مولی علیه (شخصی که ولی سرپرست او قار می گیرد) لازم می شود.

ولایت آنها باید مخصوص باشد نه از نوع ولایتی که در آیه ی ۷۱توبه به معنای محب و دوستی و از نوع متقابل است پس تنها خداوند سرپرست حقیقی مردم است و این نوع ولایت را به اذن خود برای رسولش و علی نیز قرار داده است.

۶- یکی بودن ولی در هر عصر و زمانه: اگر این عالم خدایی دارد بایستی این خدا در ذاتش یکی باشد چون با وجود دو خدا که ذاتا عین هم باشند یعنی دو قدرت و مدیریت و سرپرستی و این عالم از بین می رود. نساء۲۲

نمی توان گفت که هر دو خدا بر اساس حق هستند زیرا خداوند حق مطلق است و سایر موجودات عدم مطلق اند و خداوند آن طور کامل است که غیر از او ناقص و جز خدا هر چه هست از اوست پس اگر جز یک خدا باشد هر کدام ناقص اند و محدود پس به طور قاطع خداوند واحد و یکتاست در مورد رسول خدا نیز چینین صدق می کند یعنی رسول و سرپرست در زمان واحد نمی توانند سرپرستی جامعه را در دست بگیرند و مشغول به اصلاح ان شوند امامان معصوم نیز اگر در یک زمان و عصر بوده تنها یکی از آنها امامت را بر عهده داشته و دیگری تحت امامت او بوده است.براساس این نظریه و معیار نمی توان گفت که مصداق از این آیه جمع و گروهی از مومنان هستند که در حال رکوع زکات می دهند و هرج و مرج پیش می آید زیرا هدف از معین کردن ولی جلوگیری از هرج و مرج است و اگر قرار باشد هر کس که در حال رکوع زکات می دهد امام و رهبر جامعه باشد هرج و مرج بوجود آمده و بی نظمی حادث می شود از این رو مراد از الذین آمنوا تنها علی (ع) است.

 

معنای اولی به تصرف:

 

ثابت کردیم که معنای ولی همان اولی به تصرف و اولویت در سلطه و سسرپرستی است حال در سوره معنای اولویت بحث می کنیم (در ارشاد الساری ج۷ص۲۸ اینطور آمده که قسطلانی در تفسیر آیه ی «النبی ادلی بالمومنین من انفسهم») اینطور بیان می کند که پیامبر اولی و مقدم است از خود مومنان و بعضی از آنها بعضی دیگر در انجام کلیه امور و امر و حکمش و واجب بودن اطاعت از او به انجام امر ابن عباس و عطائی گفته اند : یعنی هر گاه پیامبر آنها را به چیزی امر کرد و نقص آنها به چیزی دیگر واجب است که امر رسول خدا عمل کند تا امر نفس خود را زیرا پیامبر تنها به چیزی امر می کند که صلاح و خوشبختی مردم در آن است برخلاف نفس آنها به غیر این حکم می کند.

 

گرچه عبارت (الذین آمنوا) همه ی مومنان را شامل می شود ولی این مشمول هدف و غرض نیست بلکه قصد به بعضی مومنان خاص است زیرا:

 

اولاً: برای آن صفت ویژه ای بیان شده که آن اقامه نماز و دادن زکات در حین رکوع است.

 

ثانیاً: (الذین آمنوا) بر کلمه ی رسوله عطف شده و رسوله بر اله عطف شده و اینطور بایستی تبین کرد که خدا و رسول او و مونانی که چنین وصفی برای آنها شده بر مخاطبان آیه یعنی امت اسلامی ولایت و سرپستی دارند در غیر اینصورت اگر مراد از (الذین آمنوا) همه ی مردم باشد لازم است که مردم هم ولایت داشته باشند و هم تحت ولایت قرار گیرند در حالیکه با کلمه ی ولی در ایه سازگاری ندارد.

 

ثالثاً: اگر ولایت بعه معنای نصرت و محبت است این ولایت از نوع دو جانبه است که عمومیت دارد اما ولایت و رهبری یک جانبه است و متقابلا نیست پس مراد از (الذین آمنوا) همه ی مردم نیست.

 

ریشه ی واژه ی ولی :

 

ریشه این کلمه ولایت است که بر قرب و نزدیکی دلالت دارد یعنی بین دو چیز نوعی نزدیکی خاصی برقرار است که چیزی دیگر بین این ۲نیست-در معجم مقایسین الغه به نقل از ابن فارس آمده : ولی بر قرب نزدیکی دلالت دارد و کلمه مولی نیز از همین باب است و بر معبق، معتق، صاحب و حلیف ، ابن عم، ناصر، و جار اطلاق می شود که ریشه ی همه ی آنها ولی به معنای قرب است.

 در مفردات راغب اصفهانی آمده که ایشان گفتند : ولاء و توالی آن است که دو یا چند چیز به گونه ای باشند که غیر آنها میان آنها نباشد این معنا برای قرب مکانی است و قرب به لحاظ نسبت، دین، صداقت، نصرت و اعتقاد استعاره آورده می شود. واژه ی ولایت بر وزن هدایت به معنای نصرت و وازه ی ولایت بر وزن شهادت به معنای تولی امر است و گفته شده هر دو واژه یک معنا دارد و حقیقت آن همان تولی امر است.

 

واژه ی ولایت در آغاز برای قرب و نزدیکی کسی به کار می رفته است و پس برای قرب معنوی استعاره آورده شده است.

 

و بر این اساس هر گاه واژه ی ولی در امور معنوی به کار رود در واقع به نوعی نسبت قرب دلالت می کند و در واقع ولی حقیقی دارد که دیگران ندارند در واقع بین او و حقش فاصله یا چیز دیگری وجود ندارد و او متصرف به حقش است و همانطور که در تفسیر المیزان ج ۵ آمده به طور کلی می توان گفت ولایت نوعی از قرب است که به چیزی که موانع و حجابها برداشته شده و به نوعی ولایت منشا تصرف و مالکیت است که حقاً به اذن و اراده ی خداوند متعال صورت می گیرد.

 

 شبهات:

 

اهل سنت ه دلالت آیه را بر علی و امامت و ولایت ایشان قوی دیدند در مورد مقابله با آن برآورده و در مورد ایجاد شک و شبهه بر دلایل آن برآوردند.

 

تعبیر به جمع: سوال می کنند که اگر مراد از (.. الذین یقیمون الصلاه و…) علی (ع) است چرا به صیغه جمع آمده؟

جواب: اعراب در اکثر موارد به جهت پاره ای نکات از مفرد به جمع تعبیر می کنند از جمله اینکه نمونه هایی این چنین در قرآن آمده: سوره آل عمران آیه ۱۷۳ اینها کسانی بودند که مردم به آنها گفتند : همانا مردم لشکر دشمن برای شما اجتماع کرده اند از آنها بترسید اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند خداوند ما را کافی است و او بهترین حامی ما است. و آن طور که تفسیر فخر رازی جلد۳آمده گوینه ی این سخن شخصی به نام نعیم بن مسعود اشجعی است که از او جمع تعبیر شده تا شان کسانی که حرفش گوش ندادند بالا برده شود. از قرار ابوسفیان به او ده شتر داده بود تا از سوی مشرکان به نزد مسلمانان برده و آنها را از کفار بترساند ولی مسلمانان به رهبری پیامبر از این تهدید نترسیدند و حضرت با ههفتاد سوار کار به جهت مقابله با آنها از مدینه حرکت کردند.

 

در سوره مائده در آیه ی ۱۱آمده: ای کسانیکه ایمان آورده اید نعمتی را که خدا به شما بخشید به یاد آورید، آن زمان که جمعی قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند اما خدا دست آنها را از شما بازداشت) مطابق با تفسیر آمده که شخصی به نام عزت از بنی محارب شمشیر خود را به قصد دست درازی بر رسول خدا بیرون کشید که خدا مانع از آن شد و این ماجرا در ج۲ابن هشام ،ج۱کشاف و ج۶ جامع البیان ذکر شده است در این مورد هم خداوند به جهت ارج نهادن و ارائه ی نعمت خود در حفظ جان پیامبر از مفرد به جمع تعبیر کرده است.

 

در آیه ی مباهله از حضرت زهرا به نساء و از علی (ع) به انقس به جهت تعظیم امر تعبیر کرده و در آیه ی مباهله یعنی آیه ی ۶۱سوره ی آل عمران می فرماید (هر گاه بعد از علم و دانشی که درباره ی مسیح به تو رسیده کسانی با تو به ستیز و عداوت برمی خیزند) به آنه بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنم شما هم فرزندان خود را با زبان خوش را دعوت کنیم شما هم زبان خود را از نفوس خود دعوت کنیم شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

 

منبع:http://sahebasr.ir

مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin